تبليغاتX
همراه شو عزیز دنیای سنگی

 

"بیش از عشق بر تو عاشقم"

نا ممکن است که احساس خود را نسبت به تو با واژه ها بیان کنم

اینها سرشارترین احساساتی هستند که تاکنون داشته ام

با این همه هنگامی که می خواهم اینهارا به تو بگویم و یا بنویسم

واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از ژرفای احساساتم را بیان کنند

گرچه نمی توانم جوهر این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم

می توانم بگویم آنگاه که با توام چه احساسی دارم

آنگاه که با توام احساس پرنده ای را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز می کند

آنگاه که با توام چون گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا می کند

آنگاه که با توام چون امواج دریا هستم که توفنده و سرکش بر ساحل می کوبند

آنگاه که با توام رنگین کمانی پس از توفانم که پر غرور رنگهایش را نشان طبیعت می دهد

آنگاه که با توام گویی هر آنچه که زیباست ما را در برگفته است

اینها تنها ذره ای ناچیز از احساس والای با تو بودن است

"تو همانی که همیشه به او اندیشیده ام"

"تو برای من مهمترینی در جهان"

"تو همانی که دوستت دارم"

شاید واژه عشق را ساخته اند تا احساسی چنین عمیق و هزار سو را بیان کند

اما باز هم این واژه کافی نیست

با اینهمه چون هنوز بهترین است

بگذار بگویم و باز بگویم

"بیش از عشق برتو عاشقم"

...بهنام...

+ نوشته شده در جمعه 28 فروردین1388ساعت 11:56 قبل از ظهر توسط ღ.•*میربهنام *•.ღ |