
عشقِ عمومی
لبخند رازی ست
عشق رازی ست
اشکِ آن شب لبخندِ عشقام بود
نغمه نيستم که بخوانی
صدا نيستم که بشنوی
يا چيزی چنان که ببينی
يا چيزی چنان که بدانی...
من دردِ مشترکام
مرا فرياد کن
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخنمیگويم
نامات را به من بگو
دستات را به من بده
حرفات را به من بگو
قلبات را به من بده
من ريشههایِ تو را دريافتهام
با لبانات برایِ همه لبها سخن گفتهام
و دستهایات با دستانِ من آشناست
در خلوتِ روشن با تو گريستهام
برایِ خاطرِ زندهگان،
و در گورستانِ تاريک با تو خواندهام
زيباترينِ سرودها را
زيرا که مردهگانِ اين سال
عاشقترينِ زندهگان بودهاند
دستهایِ تو با من آشناست
ای ديريافته با تو سخنمیگويم
بهسانِ ابر که با توفان
بهسانِ علف که با صحرا
بهسانِ باران که با دريا
بهسانِ پرنده که با بهار
بهسانِ درخت که با جنگل سخنمیگويد
زيرا که من
ريشههایِ تو را دريافتهام
زيرا که صدایِ من
با صدایِ تو آشناست
ما می مانیم تا جهان سبز شود

ایران
ای وطن قلب من روح و جانم
من کبوتر تویی آشیانم
سلام هموطن داغدیده و سبز من
نمی دانم کلمات را چگونه کنار هم قرار دهم تا گویای رنج من و تو باشد هموطنم
آری این روزها که آسمان آبی ایران عزیزمون آماج پرواز کرکسهای خونخوار و کثیف دروغگو شده
این روزها که قناری محبت و مهربونی که روزی ترانه سبز عشق و آزادی
را در میان درختان و شاخساران خاک وطن عزیزمون ایران نغمه سرایی می کرد
حال زندانی قفس خونخواران و جنایت کاران درغگو شده
صحبت از شعر و ادبیات و تعریف کردن خاطرات جایز نیست
این روزها باید با یکدیگر همدل و هم صدا بود
باید باهم و همراه هم بود
این روزها که گلهای سبز و پاک ایران جوانان رشید و آگاه ایران را
در بازداشتگاه های مخوف حکومت دروغ سلاخی می کنن
هموطن حمایت سبز تو مرهمیست بر قلب داغدیده و غمگین خانواده های گل های پر پر ایران
هموطن آگاه و بیدار باش
چشم هایت را به روی جنایات کثیف و ضد انسانی
این کلاغان و کرکس های خوناشام (خامنه ای احمدی نژاد و مصباح یزدی) باز کن
گوشهایت را به روی دروغ ها و مهمل گویی های این ترسوهای بی غیرت ببند
نگذار چراغ قلبت را با دروغ های بزرگ و مهملات کثیف تیره و تاریک کنند
قلبت را با نور سبز امید و عدالت روشن نگه دار
هموطن سبزم
این کلاغان خونخوار کثیف قصد ویرانیه ایران عزیزمون رو دارن
ایمان و شرف و اعتقادات ملت شریف ایران را هدف گرفته اند
قصد نابودیه اندیشه ها و ارزشهای این خاک مقدس را دارند
می خواهند ملت شریف و نجیب ایران را در فقر و بی سوادی غوطه ور کنند
تا ثروتها و ارزشهای ملی ایران زمین رو به یغما ببرند
هموطن سبزم
بپاخیز....
ببین چه بی چراغ و به ناروا راه بر عبور علاقه می بندند...
ببین چگونه کبوتران سفید امید را که آرمان های سبز عدالت خواهی دارند
در شکنجه گاه های وحشیانه خود سلاخی می کنند
هموطن صدای فریاد مظلومانه ایران عزیزمون را بشنو
بپا خیز هموطن بپا خیز
همراه شو عزیز کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود
ما می مانیم تا جهان سبز شود
پایان شب سیاه طلوع سپیدی صبح سبز عدالت و امیدست
سلام به همه شما دوستان عزیزم
سال 86 هم با همه خوبیها و بدیهایی که داشت گذشت
فرا رسیدن بهار 87 رو به همه شما دوستای گلم تبریک میگم
توروخدا ببخشید که نتونستیم به همتون سر بزنیم
امیدواریم که در این سال جدید
در پناه آفریدگارعشق لحظه های شیرین وقشنگی داشته باشین
موقع تحویل سال ما دوتا روهم یاد کنین

این آخرین پست وبلاگ دنیای سنگی در سال 86
من به همراه خواهر عزیزم بهار امیدوارم که تو این مدت
دوست و همراه خوبی برای شما بوده باشیم و توانسته باشیم
با مطالبمون رضایت شما را جلب کرده باشیم
از لطف و محبت همه شما دوستان عزیزم
ممنون و سپاسگذارم
همتون رو به خدای مهربون می سپارم
تا فرصت سلامی دیگر بدرود
آرزومند آرزوهای سبزتون


